در تیرماه 1358 در شهر دامغان متولد شدم و پس از سپری کردن دوران کودکی در این شهر توانستم دیپلم علوم تجربی خود را در سال 1376 بگیرم. از کودکی با هنر بزرگ شدم. مادرم زنی باسلیقه و هنرمند بود. همیشه، تحت شرایط گوناگون و به طورغیرمستقیم چشمانم در زندگی به زیبایی شناسی تصویر، عکسالعمل نشان میداد و ظرافتهای طراحی توجهم را جلب میکرد.
همیشه دوست داشتم چیزی را کشف کنم و فراتر از جایی که بودم را ببینم.
به یاد نمی آورم که علاقهام به فیلمسازی محصول چه دورانی است اما از همان ابتدا بازیگری را دوست داشتم. با گذشت زمان و مخالفت والدینم با مقوله بازیگری، سعی کردم از سمت و سوی دیگر فعالیتهای هنریام را ادامه دهم همین مساله باعث شد در رشته نقاشی تحصیل کنم(در دوران دانشگاه) و همزمان با تحصیل به کسب تجربه در زمینههای مختلف هنری بپردازم. بعدا به این نتیجه رسیدم که فیلمسازی مستند میتواند تمام آنچه را که از قابلیت تصویر انتظار دارم به من بدهد.
علاقه زیاد من به تاثیرات روانشناختی، روابط اجتماعی و نوع روابط خصوصی و عمومی آدمها، مرا به سوی ساختن فیلم میکشاند چرا که معتقدم فیلم بازتاب قاب بندی شده و شسته و رفتهتری از تصاویر مخشوش و درهمی است که ما هر روزه با آن درگیریم.
گاهی چنان برای ساختن یک فیلم بیتاب میشوم و گاهی نیز تا مدتها دغدغهای در این زمینه ندارم. اما دغدغه اصلی من در فیلم سازی نوع روابط زوج های امروزی است که عشقشان در بستر سرد واقعیت رنگ می بازد. سالها است که به دنبال این ماجرا هستم اما جواب محکمی برای آن پیدا نکرده ام .چراکه فکر میکنم بشر امروزی مجموعهای از کلافهای سردرگم و پیچیده است.
دغدغههای روزانهام باعث شد تا بتوانم دیپلم عکاسی خبر و روزنامه نگاری را در سال 1379 از موسسه تحقیقات رسانهها کسب کنم و با دنیای خبر و عکس خبری آشنا شوم. پس از پنج سال تلاش مستمر توانستم لیسانس نقاشی وهنرهای تجسمی را در سال 1384 از دانشکده هنر و معماری "صبا کرمان" به دست آورم و با زاویهای دیگر از هنر آشنا شوم.
واکنون که فکر میکنم تمامی هنرهای مختلف با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند واز این رو هیچ اتفاق هنری بدون تاثیر از هنرهای دیگر و یا در بستر جامعه شناختی و روانی آن قابل بررسی نیست.
آثار به جا مانده :
نمایشگاه های انفرادی:
عکس، "نغمههای سرزمین من"، موزه صنعتی کرمان، سال 1381
پرفورمنس، "شش و هفتمین تولد یک روزنامه" یادبود زلزله بم _ کانون هنر کرمان، سال 1382
نقاشی و چیدمان، "معاشره عصر بخبندان" - دانشکده فنی دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال 1383
نقاشی و ویدئو چیدمان، "هفته پلاک 58" - گالری بوتیا کرمان، سال 1384
نمایشگاه های گروهی :
عکس - کانون عکس دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال 1379
عکس یک قاب، هزار پوستر - خانه عکاسان تهران، سال1380
نفر برتر پوستر ، بازیافت و تبدیل مواد - تالار حرکت تهران، سال 1380
نقاشی دیواری - هتل پارسیان کرمان، سال 1380
نقاشی، نقاشان نوگرای کرمان- مرکز فرهنگی هنری صبا تهران، سال 1383
نقاشی منتخب آثار هنرمندان کرمان - کشور سوریه، سال 1383
نقاشی و عکس، آثار زنان نقاش - گالری بوتیا کرمان، سال 1383
نقاشی، اولین نمایشگاه گروهی 7+ "خشت اول" - گالری بوتیا کرمان، سال 1384
فیلم و تئاتر :
کلیپ، گذر از یک دقیقه و 25 ثانیه - به عنوان سازنده، سال1380
مستند کوتاه ، کوچه های بی پلاک – بازیگر، سال1380
فیلم مستند داستانی، قصهها (زندگینامه هوشنگ مرادی کرمانی ) – عکاس، سال 1381
مستند سین هفتم سلام، ( حلول سال نو در میمند) – کارگردان، سال82-1381
کلیپ، کرمان دل عالم است – بازیگر، سال 1382
فیلم مستند داستانی، سمفونی خاموش (زندگینامه علی اکبر صنعتی)- عکاس، سال 82 -1379
تئاتر زنده عروسکی، حسنک در حصار دیو - بازیگر، سمنان، سال 1375
تئاتر جنگ کور (احمد نیک نژاد ) - منشی صحنه- دامغان، سمنان، شاهرود، مشهد، گرگان، سال 75-1374
تئاتر، دیوار بزرگ چین (یدالله آقا عباسی) - بازیگر- کرمان، شیراز، تهران، تالار فارابی، سال
81 -1379
جشن تئاتر - مجری، بازیگر، تالار وحدت دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال 1382
روزنامه نگاری و عکاسی خبری :
خبرنگار ادبی – روزنامه جوان، سال 78-1377
خبرنگار و عکاس – روزنامه همشهری مرکز کرمان، سال 81-1379
عکاس، ویژه نامه سفر ریاست جمهوری آقای خاتمی به استان کرمان، سال 1379
عکاس، سفر وزیر تعاون به کرمان - اداره تعاون، سال 1380
عکاس پروژه جیرفت، تمدن گمشده - روزنامه ایران
عکاس، جشنواره موسیقی مقامی - روزنامه همشهری و انجمن موسیقی، سال 81-1379
عکاس، زلزله بم،روزنامه همشهری، سال 1382
نویسنده و خبرنگار، نشریه دانشجویی نگاه، سال 83-1379
مصاحبه پژوهشی، مجله روانشناسی جامعه، سال 1384
خبرنگار، سایت اینترنتی سیما فیلم، سال 1385
خبرنگار، سایت و بولتن، جشنواره بین المللی فیلم شهر (دومین دوره ) سال 1385
نمایی کوتاه از فیلم"سین هفتم؛ سلام" :
فیلم کوتاه "سین هفتم؛ سلام" 18 دقیقه است که آن را درسال 1381 و 1382 در میمنه کرمان ساختم. این فیلم در حقیقت تلاشی است برای یافتن آرامش، به خصوص آرامش برای من که درگیر قاعدههای بیشمار زندگی شهری و مسائل سخت اجتماعی شدهام.
فیلم یک کنجکاوی ساده را نشان میدهد، برای اینکه بخواهم با مردمی اصیل و ساده، سال نو را آغاز کنم و تفاوت عمده ای در زندگی یکنواخت خود و همراهانم ایجاد شود.
در فیلم من جلوتر از تماشاگر حرکت نمیکنم بلکه پا به پای بیننده، من هم می بینم. زمان، زمان جنگ آمریکا در عراق است و در ایران نیز محرم با تعطیلات عید نوروز همزمان شده است.
فیلم به گونهای است که انگار من هم نمیدانم داخل خانهها و یا پشت کوهها و تپهها چه میگذرد و تصاویر غیر منتظره است.
با این همه "سین هفتم؛ سلام" یک کنجکاوی ساده و رجوع سخت به خودم و نداشتههایم بود.