- يکشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹  


مقالات
فیلم کوتاه روزمرگی
سحر آویژه   ۱۳۸۶/۱۱/۱۸

متولد مهر ماه سال 1366 تهران هستم. در خانواده ای متولد شدم که پدرم علاقه شدیدی به هنر داشت و در زمینه عکاسی و نقاشی و همچنین فیلم نامه نویسی دستی در کار داشت، این مسئله باعث شد تا برادرم نیز به هنر کشیده شود و در زمینه نقاشی مهارت پیدا کند.
من نیز به همین خاطر از ابتدای کار به هنر علاقه مند بودم و به هنگام تعیین رشته تحصیلی در هنرستان، رشته گرافیک را انتخاب کردم و توانستم در سال 1383 از هنرستان مدرس، دیپلم گرافیک بگیرم.
موفقیتم در این رشته خوب بود تا اینکه هنگام دانشگاه علاقه مند به تحصیل در رشته فیلمسازی شدم. علاقه‌ام بیشتر به عکاسی و فیلمسازی بود و دوست داشتم هرچیزی به خصوص داستان را به بهترین نحو به تصویر بکشم.
هم‌اکنون در زمینه عکاسی فعالیت می‌کنم و در حال کارکردن بر روی پروژه ای برای بر پائی نمایشگاه گروهی هستم. در زمینه فیلمسازی نیز فیلم‌نامه‌ای در دست بررسی دارم که در مرحله دکوپاژ است.
کارم با زندگیم گره خورده و نیازهای روحیم را ارضا می‌کند. مشوق من در این زمینه‌ها پدر و مادرم هستند.

نمایی کویاه از فیلم "روزمرگی":
"روزمرگی" نخستین فیلم من است که آن را به جشنواره شاهکارهای دخترانه فرهنگسرای دختران ارایه کردم؛ فیلمی که در بخش فیلم کوتاه نیز برگزیده شد.
همیشه دوست داشتم فیلم هایی که می‌سازم به گونه‌ای باشد تا به زبان ساده موضوعی را به تصویر بکشد به همین علت از بین فیلم نامه‌هایی که در دست داشتم "روزمرگی" را انتخاب کردم.
موضوع فیلم، زندگی ساده است و زندگی روتین کارمندی را نشان می‌دهد که صبح بیدار شده و سپس آماده رفتن سرکار می شود. فیلم با صدای ساعت آغاز می شود. همان موقع که این صدا مرد کارمند را از خواب بیدار می‌کند. او سپس به اداره می‌رود و پس از انجام کارهای روزانه دوباره شب به خانه بر می‌گردد و جلوی تلوزیون شام می‌خورد و از فرط خستگی با همان لباس کارمندی جلوی تلوزیون روی مبل خوابش می‌برد.
فیلم در انتها نیز با فید (feid) کردن تصویر به اتمام می‌رسد به گونه‌ای که در آن گذر زمان نشان داده می‌شود و دوباره صدای زنگ همان ساعت به صدا در می‌آید و روز از نو، روزی از نو!
در زندگی مرد کارمند هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و هیچ هیجانی دیده نمی شود و او درگیر روزمرگی شده است. به همین علت اسم فیلم را "روزمرگی" گذاشته‌ام.
در فیلم، صورت بازیگر را نشان نداده‌ام بیشتر پای او را (از زانو به پایین) نشان می‌دهم و علتش هم این است که در واقع نمی‌خواستم شخصیت فیلم را معرفی کنم، بلکه هدفم به تصویر کشیدن زندگی یک کارمند بود وهیچ تاکیدی بر خود شخصیت نداشتم. به همین خاطر است که در تیتراژ فیلم یک برج مسکونی نشان داده می‌شود. همچنین در تیتراژ پایانی نیز نمایی باز از شهر نشان داده می‌شود. در اینجا نیز هدفم این بود که نشان دهم در شهری به این بزرگی افرادی مثل شخص کارمند زیادند. به گونه ای که روزمرگی را تجربه کرده و با آن زندگی می‌کنند.
فیلم "روزمرگی" به علت تصویر برداری متناسب با موضوع فیلم توسط هیات داوران برگزیده شده است چرا که نشان داده‌ام که روزمرگی عنوانی است که امروزه در جامعه ما به چشم می خورد و برای بیننده فیلم نیز این عنوان کاملا قابل لمس است.

 


سایتهای مرتبط سایتهای مرتبط
آمار بازدیدکنندگان آمار بازدیدکنندگان
نسخه چاپی نسخه چاپی
نقشه سایت نقشه سایت
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
پرسش و پاسخ پرسش و پاسخ
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده افزودن به آدرسهای برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست، سرور اختصاصی - رادکام