- يکشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹  


مقالات
فیلم ما باید می مردیم
نرگس کلهر   ۱۳۸۶/۱۱/۱۸

متولد شهری بزرگ و نه چندان مدرن به نام تهران هستم. و در سال 1363 در آن تولد پیداکردم .
از 17سالگی آموختن سینما را آغاز کردم و با رفتن به مدرسه سینمایی "به اندیش" وارد دنیای فیلم شدم. هدفم در آغاز برای رفتن به مدرسه سینمایی ، تخصص پیداکردن در رشته کارگردانی سینما بود.
علاقه چندانی به روزنامه های سینمایی و حواشی سینما ندارم و همیشه آنچه مدنظر من در کار با فیلم بوده ، بیشتر مساله خود تصویر و قدرت بیان تصویر بوده است.
نخستین فیلم کوتاه خود را در سال 1380 با عنوان "بدون گفتمان" به تصویر کشیدم .
این فیلم نگاهی متفاوت به زندگی دو مگس داشت که در کارخانه ای زندگی می کردند و تلاش داشتند از آنجا فرار کنند .
معمولا ترجیح می دهم در فیلمسازی پیرو مکتب خاصی نباشم و همچنین نمی خواهم فیلم را برای اینکه فیلمساز بشوم ، بسازم بلکه برای بیان حرف های خود و نیازهای اطرافیانم به فیلم سازی روی آورده ام.
تحصیلم در فیلمسازی ادامه یافت تا اینکه توانستم در سال 82 از دانشکده سروش (دانشگاه علمی – کاربردی) در رشته کارگردانی سینما فارغ التحصیل شوم.
در حال حاضر نیز به کار تدوین فیلم در شرکت های مختلف مشغولم و از این راه امرار معاش می کنم .

آثار برجامانده :
بدون گفتمان
توهمات یک گربه ایرانی
روشنگری های یک مرغ (نگاتیو 16)
باید می مردیم
مرگ ارباب

نمایی کوتاه از فیلم "باید می مردیم":
"باید می مردیم" طرحی بود که طی چند سال نوشته شد. پس از حادثه زلزله بم ذهن من به سمتی غیر از آن سمتی که افکار عمومی به آن توجه داشت ، جلب شد.
در آن زمان من دانشجو بودم و به علت مشکلات مادی قادر به ساخت صحنه مورد نظرذهنم درباره این واقعه نبودم . اما فکر به این موضوع تمام زندگی مرا تحت الشعاع قرار داد . همیشه از خودم سوال می کردم که آیا باید انسانی متولد شود که بعد به سخت ترین شیوه از بین برود و اگر هم از بین نرفت و جان سالم به در برد، به سخت ترین شکل ممکن می بایست زندگی کند. اگر من هنور متولد نشده بودم آیا علاقه ای به آمدن به این دنیا را داشتم !؟
این سوالات باعث شد تا بعد از گذشت زمانی چند، وقتی همه چیز تقریبا فراموش شده بود احساس کردم به بزرگترین سوال ذهنم هنوز پاسخی داده نشده است در نتیجه تصمیم به ساختن فیلمم گرفتم.
فیلم در خانه ای قدیمی در خیابان لاله زار فیلمبرداری شد و پنج ساعت فیلمبردرای آن طول کشید اما ساخت صحنه و صحنه آرایی سه روز تمام به طول انجامید. در مراحل فیلم 5 نفر در ساخت آن با من همکاری کردند .
داستان فیلم ماجرای یک مادر و جنین داخل شکم اوست که در زیر آوار پس از زلزله گیر افتاده و محبوس شده اند .آنچه در فیلم می گذرد از دید جنین به دنیا است و در تمام مدت فیلم ، ما جنین را می بینم که در محیطی شبیه به رحم مادر بین مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کند. جنین بارها تصمیم می گیرد طناب حیاتی خود را که در دست دارد رها کرده و به کلی با این دنیا وداع کند. و یا نه ! محکم به آن بچسبد تا به حیات خود ادامه دهد .
جنین دنیای بیرون و زندگی خارج از رحم و رنج های آتی را می بیند و حس می کند اما در نهایت هیچ قدرت و اراده ای برای رها کردن طناب حیاتی خود ندارد و تمام تلاش ها و مبارزه هایی که انجام می دهد تنها زاده توهمات اوست .
در صحنه آخر فیلم خاک ها کنار زده می شود و این با شما است که آیا مادر و جنین را زنده نجات دهید و یا دوباره از خاک بیرون آورده و به خاک بسپارید !؟

 


سایتهای مرتبط سایتهای مرتبط
آمار بازدیدکنندگان آمار بازدیدکنندگان
نسخه چاپی نسخه چاپی
نقشه سایت نقشه سایت
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
پرسش و پاسخ پرسش و پاسخ
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده افزودن به آدرسهای برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست، سرور اختصاصی - رادکام