- يکشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹  


مقالات
خلق فضاهای تازه در شعر سپید
زهرا مبارز خواه   ۱۳۸۶/۱۱/۱۸

نخستین روز فروردین ماه سال 1355 بود که در همدان متولد شدم. پس از گذراندن دیپلم در رشته ساختمان وارد دانشگاه شدم و فعالیت شعری‌ام را به طور جدی از سال 1383 آغاز کردم. همه ما آدمها برای خودمان دنیایی داریم که شاید جدا از ظاهر زندگی روزمره‌مان در آن زندگی می‌کنیم. دنیایی که می تواند کاملا متعلق به فرد باشد آنطور که دلش می‌خواهد، بی آنکه از دغدغه هایش لحظه ای فاصله بگیرد.
من نیز در شعرهایم فقط گوشه هایی از دنیای خودم را تصویر یا بیان می کنم .
مدت طولانی نیست که شعر را به طور جدی شروع کرده ام اما همین مقدار را نیز ابتدا در فرهنگسرای انقلاب و سپس در فرهنگسرای کار آغاز کرده و ادامه داده ام
بیشتر کارهایم از "پنجره" شروع می شود بعضی مواقع کارهایم را می‌نویسم و بعد می‌بینم همان چیزی است که از بچگی به آنها فکر می‌کردم .
شبها را بسیار دوست دارم و بیشتر شعرهایم شبها به دنیا می آیند. بعد سپیده که می‌زند با آنها بزرگ می‌شوم، ‌گریه می‌کنم، می‌خندم و ...
هم اکنون در حال چاپ کتابم هستم و امیدوارم این کتاب بتواند جایی برای خودش باز کند. مدتی است که ترانه گفتن را هم آغاز کرده‌ام و دارم روی آن کار می‌کنم که البته نخستین کار‌هایم در این رابطه به نظرم موفق بوده است.
داستان نویسی را هم دوست دارم و نخستین تجربه‌ام نوشتن داستانی است که در دست نوشتن دارم. نمی‌دانم شاید این راهی باشد بس طولانی!
بخشی از کارهایم در اطلاعات هفتگی‌، دنیای جوان و خانواده سبز و... چاپ شده است. انگیزه‌ام در نوشتن شعر این است که دلم می خواهد دیگران هم حرفهایم را بشنوند. می‌نویسم چون احساس می کنم می توانم با این زبان احساساتم را نسبت به هرچیز بیان کنم .
این راه مرا از روزمرگی دور می‌کند و خودم را می‌توانم میان شعرهایم پیدا کنم. احساس می کنم فضای کارهایم با کارهای دیگران تقریبا فرق دارد به طوری که دوستانم شعرهای من را از شعر دوستان دیگرم می‌توانند تشخیص دهند و جدا کنند. شعر را بسیار دوست دارم چراکه عمیق تر از هر چیز دیگر می تواند حرفها و تصاویر ذهنی را بیان کند.
خیلی وقت ها ممکن است کارها و نوشته های من همان حرف دوستانم باشد و این یک ارتباط بسیار زیبایی را به وجود می آورد.وقتی می نویسم انگار سبک می‌شوم.
شعر نوشتن گاهی برایم مثل این است که می‌خواهم آماده شوم و به یک سفر بروم؛ و می‌روم و در شعرم زندگی می‌کنم.
یکی از بزرگترین اهدافم برای شعر گفتن این است که کاری جدید بتوانم انجام دهم و راهی را پیدا کنم که کسی از آن گذر نکرده باشد. می‌دانم روزی خواهد رسید که از پنجره‌ای بزگتر با شما صحبت خواهم کرد.

 


سایتهای مرتبط سایتهای مرتبط
آمار بازدیدکنندگان آمار بازدیدکنندگان
نسخه چاپی نسخه چاپی
نقشه سایت نقشه سایت
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
پرسش و پاسخ پرسش و پاسخ
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده افزودن به آدرسهای برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست، سرور اختصاصی - رادکام