 |
|
 |
|
روانی و سلامت زبان در قالب ترانه
|
|
سمیه طیاری
۱۳۸۶/۱۱/۱۸
|
|
|
در سال 1359 در تهران متولد شدم. تحصیلات دیپلم را در رشته علوم انسانی ادامه دادم و پس از آن توانستم وارد دانشگاه شوم. پس از چهارسال توانستم لیسانس جغرافیای گرایش روستایی را دریافت کنم. همیشه به نقاشی و موسیقی علاقهمند بودم و گه گاهی هم نقاشی میکشم و شعر میگویم. علاقه من به ترانه از یک سال پیش و زمانی ایجاد شد که با یکی از دوستانم که در سطح حرفه ایی ترانه میسراید آشنا شدم و با او برای نخستین بار به یکی از انجمنهای ترانه راه پیدا کردم. اگرچه از نوجوانی به شعر و ادبیات علاقه داشتم. از اعضای خانواده خواهرم شعر سپید کار میکند. او مشوق اصلی من هم بوده است. فکر می کنم با ترانه احساسات و علائق مرا بهتر میتوانم بیان کنم به همین خاطر است که ترانه را دنبال کردم و میدانم که برای اینکه بتوان یک شاعر یا ترانه سرای خوب شد باید زمان زیادی را صرف مطالعه کرد. ترانه زمانی ماندگار خواهد شد که با موسیقی همراه شود و این آرزوی من است زمانی برسد که روی بهترین ترانهام آهنگ ساخته شود. میدانم که برای رسیدن به آن روز، باید راه زیادی را طی کنم. اغلب ترانههای من موضوعشان عاشقانه است. من در ترانههایم یک معشوق آسمانی دارم البته این را نباید فراموش کرد که نخست باید عشق زمینی را تجربه کرد تا به عظمت عشق آسمانی پی برد. سعی میکنم در ترانههایم از عناصر طبیعی استفاده کنم از محیط اطرافم خیلی تاثیر میگیرم. سعی میکنم از تشبیه استفاده کنم تا در ذهن خواننده تصویر بسازم. در ترانه زبان محاورهای نقش مهمی دارد. انسان از طریق زبان ارتباط برقرار میکند. ترانه یک زبان محاوره و روان دارد. مثل انسانها، که برای خود زبان خاص خودشان را دارند. وقتی یک ترانه را می خوانیم بدون اینکه با شاعر آن ترانه آشنایی داشته باشیم خود ترانه زبان خاص خودش را به ما معرفی میکند و من فکر میکنم ترانه ای ماندگارتر است که زبان گویا و روان داشته باشد. البته زبان محاورهای و بیان قوی و روابط اجتماعی هم در این زمینه بی تاثیر نیست. اغلب فضاهایی که در ترانهام میسازم میتواند پرندهای باشد که در داخل یک قفس اسیر شده است یا یک کوچه بن بست زیر یک آسمان ابری در یک غروب تلخ پاییزی باشد. هر فضایی میتواند در شعر تاثیر گذار باشد فقط کافی است کمی ظریف و عاشقانه به مسئله نگاه کنیم. توی این فضاهایی که گفتم نکات ظریف و زیبایی هست که می شود با یک احساس ناب عاشقانه و یک قلم زیبا آن را به تصویر کشید. علاوه بر فضاها، عناصر دیگری هم در ایجاد این انگیزه و بر انگیختن ذوق در ذهن شاعر تاثیر دارند. مثلاً در زندگی هر انسانی غمها و شادیهایی هست، شکستها و موفقیتهای هست که تاثیرات منفی و مثبت زیادی در هر انسانی به جا میگذارد. مثل مرگ یکی از عزیزان یا محبتی که یک مادر به فرزندش دارد. یا فداکاریهایی که یک عاشق برای رسیدن به معشوق از خودش نشان میدهد. همه اینها میتواند موضوعات قابل توجهی برای نوشتن شعر یا ترانه باشد. حتی اتفاقات روزمره هم در نوشتن ترانه بی تاثیر نیست. دیدن یک فیلم، رفتن به یک مکان مذهبی یا حتی یک رویای عجیب میتواند انگیزهای برای نوشتن ترانه باشد. البته منظور من تنها این نیست که فقط فضای پیرامون و محیط اطراف میتواند به تنهایی در نوشتن یک ترانه تاثیر داشته باشد؛ این عامل لازم است اما کافی نیست. شعر یک جریان خودجوش است. یک جور الهامات درونی! من خودم بارها شده که تصمیم گرفتم نوشتن یک ترانه را با یک موضوع خاص شروع کنم، ابتدا دوبیت اول را مینویسم ولی بعد دیگر نمی توانم ادامه دهم. یا یک ترانه را شروع میکنم بعد به بیت آخر که میرسم نمیتوانم به اتمام برسانم یک هفته بعد یا دو روز دیگر آن بیت آخر، درست هنگامی که در حال انجام کار دیگری به غیر از ترانه نوشتن هستم به من الهام می شود. این تجربه را اکثر کسانی که تازه ترانه یا شعر نوشتن را آغاز میکنند داشتهاند. خیلی دوست دارم در مورد مسائل اجتماعی ترانه بنویسم چون حس میکنم اجتماع ما معضلات زیادی دارد که باید سعی کرد این معضلات را در قالب ترانه بیان کرد مثل اعتیاد، کودکان خیابانی و ... که متاسفانه هنوز موفق نشدم کاری در این زمینه بنویسم. قبل از اینکه ترانه "مرگ عشق" را بنویسم مدتی بود که ذهنم درگیر یک اتفاق خوشایند بود و بسیار من را تحت تاثیر قرار داده بود. موضوع اصلی این ترانه طعم تلخ شکست عاشقانه است که در ابتدا با گلایه آغاز میشود، اوج میگیرد و در اوج، اندوه را به تصویر میکشد و بعد در پایان به مرگ عشق اشاره میکند.
|
|
|
|
|
|
|