 |
|
 |
|
داستان نویسی
|
|
پری رضوی یام
۱۳۸۶/۱۱/۱۸
|
|
|
من پری رضوی یام هستم، اصالت پدر و مادرم به روستای یام که همان معنی اسب چاپار را می دهد بر می گردد. بزرگ شده شهر تبریز هستم از 15 سالگی به داستان نویسی علاقه مند شدم و در کلاس های کانون ادبی شهر تبریز به مدت 3 ماه توسط استادم عبدالمجید نجفی دوره دیده ام. بعد از آن در کارگاه های داستان نویسی مشارکت داشتم ابتدا شعر می گفتم بعدا احساس کردم گرایشم به داستان نویسی بیشتر شده است بر اساس یک اتفاق برای نوشتن سماجت نشان دادم و عمده هدف زندگی ام را برای نوشتن آن گذاشتم. مدت شش سال است که به تهران آمده ام ، چهار جلد کتاب برای چاپ دارم که فعلا مجوز یکی آماده است. از این بین 2 جلد آن مجموعه داستان کوتاه و 2 جلد آن کتاب کودک است . کتاب اولم در حال حاضر توسط یکی از ناشران در تبریز برای بررسی گذاشته شده است. در تهران نیز مدرس کلاس ادبیات داستانی در خانه فرهنگ بنفشه هستم که به صورت افتخاری با آنها همکاری می کنم و تصمصم دارم در آینده به کار فیلمسازی و انیمشن بپردازم. متولد 1352 دارای شناسنامه صادره از مرند و هشتمین و آخرین فرزند خانواده هستم. به داستان شنگول و منگول که مادرم با زبان ترکی در فرهنگ فولکولوریک به اسم بزدخ برای ما تعریف می کرد، علاقه زیادی داشتم و هنوز هم تاثیر خود را از این داستان در ذهن دارم. به طوری که این داستان را برای نوشتن داستان کوتاهی به نام "تعجیل" بهانه کرده ام. شاید من از جمله کسانی هستم - نمی خواهم بگویم نویسنده هستم - که داستان یا بهتر بگویم سوژه های داستانی مراخواسته اند. همه چیز یا شاید هر چیزی که مرا تحت تاثیر قرار دهد همان روز تبدیل به یک داستان می شود. شاید هم نشود! اگر پیگیرش نباشم! اعتقادم بر این است که انسانها همه می توانند در سطح خود نویسنده باشند، حداقل نویسنده زندگینامه خود. به خاطر همین به همه به چشم نویسنده نگاه می کنم و همیشه اعضای کلاس داستان نویسی را برای نوشتن تشویق می کنم وتاکید می کنم که به نویسندگی با دید آزاد و تفریحی نگاه کنند یعنی آنرا جدی نگیرند و با آن شوخی نکنند. همه عالم را، از انسانها تاحیوانات و جماد و نبات را استاد خود می دانم هدفم از نوشتن اول ارضای خودم است و بعد نمایاندن مشکلات جامعه ویانقاط قوت آن است.دوست دارم دوست داشته باشم سبک خاصی برای نوشتن ندارم محدود کردن خودم یا دوستان را درمکتبهای ادبی جهان کاری بیهوده می دانم و فقط تاکید می کنم بنویسید. اکثرا در قالب طنز و درام می نویسم یا هرچه مرا بخواهد می نویسم.به مرگ مولف اعتقاد دارم و دفاع آنچنانی از داستان هایم نمی کنم چون می گویم مثل سبک گرافیک هرکس از دیدن تصویری برداشت خاصی می کند. مجموعه داستان های کوتاه آنتوان چخوف ،صادق هدایت وعباس معروفی ، بزرگ علوی و... را خوانده ام به علت ترافیک سنگین زندگی، نوشتن داستان های کوتاه و مینی مالیستی را به صلاح می دانم درحال حاضر در حال نوشتن آثاری هستم، اگر چه از شهرت خوشم نمی آید. اکنون مدتی است که در تهران هستم و دلیل تهران آمدم نیز بیشتر به خاطر مسائل خانوادگی و همچنین وجود اکثر فامیل ها به خصوص خواهران و بردارانم است که درتهران زندگی می کنند. در حال حاضر نیز خودم علاوه بر کارهایی که انجام می دهم دارم دوره کامپیوتر می بینم.
آثار به جا مانده: مجموعه داستان کوتاه ماه یام مجموعه داستان کوتاه آ + ب + رو مجموعه داستان کودک قاریشقا مجموعه داستان کودک قصه دشمن
|
|
|
|
|
|
|